|
|
 |
كنگره بين المللى آيت الله العظمى شهيد صدر(قدس سره)
| منطق تحول در انديشه سياسى آية الله محمدباقر صدر
|
 |
|
منطق تحول در انديشه سياسى آية الله محمدباقر صدر(ره )
حجة الاسلام نجف لك زايى
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه
انديشه سياسى امام محمدباقر صدر(ره ) چيست ؟ آيا عمل سياسى وى مبتنى بر
انديشه سياسى ايشان ، قابل تغيير و توضيح است ؟ آيا انديشه سياسى وى از آغاز تا
پايان ، دچار تحول يا تحولاتى شده است ؟ در صورت تحول و دگرگونى ، اين تحول متوجه
چه بخش هايى از انديشه سياسى ايشان شده است ؟ مبانى و كليد فهم تحولات مذكور چيست ؟
اساسا انديشه سياسى چيست ؟ آيا در انديشه سياسى شهيد صدر، شكل خاصى براى حكومت
اسلامى پيشنهاد شده است ؟
سوالات و پرسش هاى مذكور، راهنماى مباحث اين مقاله خواهد بود. فرضيه اساسى
نگارنده ، اين است كه انديشه سياسى شهيد صدر باتوجه به مقتضيات زمان و مكان و
مفاهيمى چون ((مصلحت و تكليف )) و مكانيزمى چون اجتهاد، دچار تحول شده است . اين
تحول ، نه تنها نقطه ضعف انديشه سياسى ايشان نيست ; بلكه يكى از مهم ترين نقاط قوت
آن و نيز عامل موثر هدايت عمل سياسى وى در طول دوره حيات پربركت ايشان بوده است .
بخشى از انديشه سياسى شهيد صدر، ذيل انديشه هاى ((اصلاحى )) و بخشى ديگر، ذيل
انديشه هاى ((انقلابى )) قرار مى گيرد.
باتوجه به آنچه گفته شد، لازم است مباحث زير دنبال شود:
1ـ مفهوم انديشه سياسى ; 2ـ انديشه سياسى شهيد صدر; 3ـ نقد و بررسى پاسخ هاى
ارائه شده به پرسش از منطق تحول انديشه ; 4ـ پاسخ نگارنده به پرسش اصلى اين
مقاله كه مبتنى بر تعيين گفتمان هاى انديشه سياسى اسلامى ، جايگاه انديشه سياسى
شهيد صدر در اين گفتمان ها و اصول ثابت انديشه سياسى ايشان خواهد بود.
1ـ مفهوم انديشه سياسى : در تعريف و بررسى مفاهيمى ; چون : انديشه سياسى ، فلسفه
سياسى ، فقه سياسى ، ايدئولوژى سياسى و نظريه سياسى اختلاف زيادى وجود دارد. به
طور اجمال ، مرادمان از انديشه سياسى را به معنايى كه در اين پژوهش در نظر
داريم ، بيان مى كنيم . ريمون آرون گفته است : ((انديشه سياسى ، عبارت است از كوشش
براى تعيين اهدافى كه به اندازه معقولى احتمال تحقق دارد و نيز تعيين ابزارهايى
كه در حد معقولى ، مى توان انتظار داشت موجب دست يابى به آن اهداف بشود.))(1) دكتر
بشيريه مطلبى دارد كه براى تكميل تعريف فوق ، از آن استفاده مى كنيم . به نظر وى :
((در تكميل اين تعريف ، بايد گفت كه انديشمند سياسى ، كسى نيست كه صرفا داراى
مجموعه اى از آرا و اهداف باشد و ابزارهاى رسيدن به آن هدف ها را به دست دهد;
بلكه بايد بتواند در باره آرا و عقايد خود به شيوه اى عقلانى و منطقى استدلال كند،
تا حدى كه انديشه هاى او ديگر صرفا آرا و ترجيحات شخصى به شمار نرود.))(2) در
پيوند ديدگاه فوق با تاريخ انديشه سياسى اسلامى و به ويژه انديشه سياسى امام
سيدمحمدباقر صدر(ره ) بايد گفت كه منظور از ((انديشه سياسى ))، هم عطف توجه به
منظومه اى فلسفى است كه كليت و شموليت داشته باشد (نظريه )، و هم عقايد و آراى
سياسى را به مثابه فعل سياسى در برگيرد. چه بسا كسانى بدون عنايت به يك منظومه
فكرى ، به ((امر سياسى )) بپردازند كه در اين صورت ، موضع گيرى اين افراد، مستقل از
آن منظومه (نظريه ) است . چنين كسانى در عالم اسلام بيش تر سياست پيشه بوده اند تا
متفكر اسلامى .
شهيد صدر جامع اين ويژگى هاست . در تكميل بحث مذكور، اين نكته را هم بايد
يادآورى كرد كه در تاريخ انديشه سياسى اسلامى به دليل وجود يك كليت فراگير و در
برگيرنده كه بر تمامى ابعاد اجتماع و زندگى اجتماعى و فردى حاكم است ، يعنى اسلام
به مثابه يك دين ، الزاما تفكر سياسى نيز صبغه دينى و مذهبى خواهد داشت .(3)
انديشه سياسى شهيد صدر نيز يك تفكر سياسى دينى است .
2ـ گزارشى از انديشه سياسى شهيد صدر: از آن جايى كه هدف اين مقاله ، بررسى
منطق تحول انديشه سياسى شهيد صدر است ، لذا وارد بحث تفصيلى از انديشه سياسى
ايشان نمى شود. تنها آن مقدار از انديشه سياسى وى كه براى بيان مقصود لازم است ،
در اين جا گزارش مى شود. طبيعى است كه ترتيب تاريخى مطالعه تفكر سياسى ايشان را
براى هدف اين مقاله مرجح است . منابع اصلى انديشه سياسى آيت الله العظمى صدر از
اين قرار است : 1ـ الاسس الاسلاميه . كه در تاريخ 1378 ه' .ق برابر با 1958 م . و
1337 ش . يعنى در اوايل تشكيل حزب الدعوه الاسلاميه از سوى ايشان ، منتشر شده است .
2ـ الفتاوى الواضحه . 3ـ حاشيه بر ((منهاج الصالحين )) آيت الله سيدمحسن حكيم . (دو
اثر اخير در سال هاى 1396 و 1395 ه' .ق منتشر شده اند.) 4ـ مجموعه ((الاسلام يقود
الحياه )) كه در سال 1399 ه' ق .
تاءليف شده است .
الف ) الاسس الاسلاميه ; در اين كتاب ، نظريه حكومت شورايى ارائه شده است .(4) اهم
نكات اين كتاب به اين شرح است : 1ـ اسلام ، مجموعه عقيده و شريعتى است كه حضرت
محمد(ص ) از جانب خداوند متعال به ارمغان آورده است . دين اسلام تمامى عرصه هاى
حيات بشرى را سامان مى دهد.
2ـ تمامى ساكنين كره زمين بايد مطيع دولت اسلامى باشند. دولت اسلامى سه گونه
است ; الف ـ دولت معصوم كه اطاعت مطلق از آن واجب است ; ب ـ دولت غيرمعصوم كه سعى
در اجراى احكام اسلام دارد; ولى ممكن است مرتكب اشتباه هم بشود; ج ـ دولت
غيرمعصوم كه عمدا از احكام اسلام تخطى مى كند. چنين دولتى چون از عدالت ساقط است ،
عزل آن بر مسلمانان واجب است .
3ـ چون شكل حكومت در زمان غيبت از طريق نص مشخص نشده است ، لازم است كه براساس
آيه شريفه ((امرهم شورا بينهم ))(5) شورايى باشد.
4ـ در اين حكومت شورايى يا حكومت امت ، امر قضا و افتا بر عهده مجتهدان جامع
الشرائط است .(6) ب ) الفتاوى الواضحه ; نظريه ولايت مرجع صالح و رشيد و يا به
تعبير ديگر، نظريه ولايت انتصابى عامه فقيهان ، در اين كتاب و نيز در حواشى
آيت الله صدر بر منهاج الصالحين مورد تاءكيد قرار گرفته است . طبيعى است كه در
اين نظريه نسبت به نظريه قبلى ، اختيارات فقيه جامع الشرائط وسيع تر شده است .(7)
ج ) خلافه الانسان و شهاده الانبيا; در اين حلقه از مجموعه ((الاسلام يقود الحياه ))،
نظريه خلافت مردم با نظارت مرجعيت يا به تعبير ديگر نظريه حكومت تركيبى ; يعنى
حكومت شورايى ، نظارت و گواهى مرجع صالح مطرح شده است . اهم نكات اين نظريه ، چنين
است :
1ـ خداوند منشاء همه قدرت هاست . سيادت الهى در جامعه بشرى از دو طريق تواءم
خلافت و شهادت اعمال مى شود.
2ـ امت ، خلافت خود را براساس دو قاعده قرآنى اعمال مى كند; اول ، قاعده شورايى
در حوزه موارد غيرمنصوص است . دوم ، ولايت مومنين و مومنات بر يكديگر به طور مساوى .
3ـ خداوند براى حفظ خلافت الهى انسان از انحراف و هدايت آن به سوى اهداف عاليه ،
شاهدانى را برانگيخته است . شاهدان الهى عبارتند از: انبيا، امامان و علماى دين .
معصومان هم خليفه بوده اند و هم شاهد. 4ـ نايب امام عصر(عج ) در امور شرعيه ،
مرجع صالح است .(8) شهيد صدر در هر مورد به آياتى از قرآن استناد كرده است . از
جمله در مورد خلافت به آيه ((و اذ قال ربك للملائكه اين جاعل فى الارض خليفه ))(9)
و در باب شهادت (نظارت و اشراف ) به آيه كريمه : ((و كذلك جعلناكم امه وسطا
لتكونوا شهدا على الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا))(10) استناد كرده است .
3ـ ديدگاههاى گوناگون در پاسخ به چرايى تحول در انديشه سياسى شهيد صدر; بايد
اذعان كرد كه مع الاسف در اين باره كندوكاوهاى پژوهشى به ميزان لازم صورت نگرفته
است . همان مقدارى هم كه صورت گرفته با يك نوع پيش داورى همراه شده است . عده اى ،
تحول در انديشه را منفى ديده اند و اساسا زير بار پذيرش اين مطلب كه انديشه
سياسى شهيد صدر دچار تحول شده است ، نرفته اند و از همين رو، دست به توجيه نظرات
وى زده اند. و گروه ديگرى خواسته اند تحول را ثابت كنند; اما به اين صورت كه ضمن
نسخ دو نظريه ، خواسته اند نظريه سومى را ثابت نمايند. اما به نظر مى رسد كه
مى توان تحول در نظريه صدر را پذيرفت و به هيچ يك از دو مشكل مذكور نيز گرفتار
نشد. يكى از مولفان در جمع بندى سه نظريه فوق از شهيد صدر، ضمن نفى سه نظريه ،
آنها را به يك نظريه برگردانده است و كسانى را كه اعتقاد به تغاير نظريات
دارند، متهم به خطا كرده است . وى مى نويسد; نظريه ايشان چندان دستخوش تغيير ـ آن
گونه كه برخى پنداشته اند- نگشته است . و اين كه برخى گفته اند ((بعد از مدتى شهيد
صدر به وثاقت توقيع امام عصر(عج ) (و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواه
احدايثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجه الله ) دست يافت و از آن براى استدلال بر
ولايت فقيه استفاده كرد...))، چندان صحيح به نظر نمى رسد.(11) همين نويسنده ضمن
اين كه نظريه اول شهيد صدر را به نظريه سوم ارجاع داده است و در واقع بخشى از
آن را گرفته است ، نظريه دوم را نيز به نظريه سوم ارجاع داده است ; با اين تعبير
كه مفهوم ولايت در تعبير شهيد صدر به معناى گواهى و شهادت (نظارت ) است .
بنگريد: ((در انديشه صدر، اگر واژه ولايت در مورد مرجع عام به كار مى رود; اولا،
به مفهوم گواهى و شهادت (نظارت ) است و به معناى حكومت نمى باشد. چه ، خود صريحا
اين موضوع را مطرح كرده است . ثانيا، از نظر او، برقرارى حكومت از وظايف و
مسووليت هاى مردم (امت ) است . ثالثا، مردم مرجع ناظر را نيز انتخاب مى كنند، مگر
اين كه در يك زمان ، بيش از يك مرجع صالحه رشيده وجود داشته باشد.(12) ملاحظه
فرماييد كه چگونه تلاش شده است تا تمامى سخنان شهيد صدر به يك نظريه ارجاع شود.
آيت الله سيدمحمدباقر حكيم ، آيت الله سيدكاظم حسينى حائرى ، محمد الحسينى و ديگر
شاگردان شهيد صدر نيز در توضيح نظرات وى هم داستان نيستند. آقاى سيد محمدباقر
حكيم در مقاله اى كوشيده است تا نظريه دوم و سوم را ذيل نظريه واحدى به نام ولايت
مطلقه فقيه جمع كند;(13) چنان كه محمد الحسينى نيز بر همين سير مشى كرده
است ;(14) در حالى كه سيدكاظم حائرى سير ديگرى را رفته است .(15) نويسنده ديگرى
نيز بر استقلال سه نظريه و جدايى آنها از يكديگر تاءكيد كرده است .(16) 4ـ پاسخ
نگارنده : براى اين كه منطق تحول در انديشه سياسى آيت الله صدر را به عنوان يك
متفكر بزرگ و نيز يك مصلح موثر مسلمان درك كنيم ، لازم است بحث در مراحل زير
دنبال شود:
اول ; گفتمان هاى انديشه سياسى اسلامى ; دوم ; جايگاه انديشه سياسى شهيد صدر در
اين گفتمان ها; سوم ; اصول ثابت انديشه سياسى شهيد بزرگوار صدر.
اول : گفتمان هاى انديشه سياسى اسلامى ; به نظر مى رسد در يك گفتمان سازى معطوف به
هدف و غايت كه نوعا مد نظر متفكران مسلمان نيز هست ، بتوانيم ميراث سياسى اسلامى
را به هر مذهب و فرقه اى كه تعلق داشته باشد، اعم از شيعه و سنى ، در قالب سه
گفتمان طبقه بندى كنيم :
الف ـ انديشه هاى سياسى انقلابى ; ب : انديشه هاى سياسى اصلاحى ; ج : انديشه هاى سياسى
تغلبى .
انديشه هاى سياسى انقلابى ، انديشه هايى هستند كه در صدد تغيير صددرصد اوضاع
هستند. مبانى اين انديشه صددرصد برخاسته از دين است و هدف آن ، انجام تكليف الهى
است . اين سنخ از انديشه ها، هم در دوران معاصر يافت مى شود و هم در صدر اسلام .
انديشه هاى سياسى اصلاحى ، انديشه هايى هستند كه با توجه به شرايط زمان و مكان و
نيز امكانات و ساير شرايط، كه از آنها در كل به واقعيات تعبير مى كنيم ، ضمن اين
كه از اصول خود عقب نشينى نمى كنند، در پوشش تقيه گونه ، پيشنهاداتى در جهت اصلاح
و بهبود نسبى امور ارائه مى كنند و اگر شرايط مساعدتر شد، آنها هم سعى مى كنند بر
شرايط خود بيافزايند.
انديشه هاى سياسى تغلبى ، در صدد حفظ وضع موجود بوده ، از تز ((الحق لمن غلب ))
دفاع مى كنند.
بنگريد به نظريه عالم بزرگ اهل سنت ، فضل الله ابن روزبهان خنجى كه در اين باب
سخن گفته است . اين سنخ انديشه ها، كه تعدادشان هم كم نبوده است ، پيوسته در خدمت
حفظ خود و حفظ تاج و تختها بوده اند; اما انديشمندانى كه انديشه هاى اصلاحى را
ارائه كرده اند، پيوسته داراى اصول برخاسته از دين مبين اسلام و در صدد حفظ
آرمان هاى اسلامى بوده اند. سيدجمال الدين اسدآبادى ، آيت الله نائينى ، امام
خمينى (ره )، آيت الله مطهرى و آيت الله صدر، از اين دسته هستند.
دوم : اصول ثابت انديشه سياسى آيت الله صدر; به نظر نگارنده ، انديشه سياسى
موفق ، انديشه اى است كه ضمن دارا بودن اصول ثابت ، از انعطاف لازم هم برخوردار
باشد. انديشه سياسى داراى اركان زير است : 1ـ تعيين اهداف معقول ; 2ـ تعيين و
انتخاب ابزارهاى لازم براى رسيدن به اهداف ; 3ـ منطقى بودن .
بر همين اساس ، ادعاى نگارنده اين است كه انديشه ها و نظريات آيت الله صدر،
باتوجه به اين كه در شرايط زمانى مختلف ايراد شده است ، بايد متفاوت باشد; چنان
كه متفاوت هم هست . نظريه اول ايشان ; يعنى نظريه حكومت شورايى ، باتوجه به اين كه
در شرايط تاءسيس ((حزب الدعوه )) ارائه شده است ، جنبه اصلاح گرايانه دارد; چون اين
امكان نبوده است كه دست به تغيير رژيم بزنند و اصولا حتى زمينه براى طرح چنينى
سخنى فراهم نبوده است (1337 ش ); چنان كه مشابهش در ايران ، در همان مقطع ، توسط
امام خمينى انديشه اى اصلاحى دنبال مى شد. ولى بعدها كه وضع بهتر شده و شرايط
تغيير مى كند و كشور عراق در واقع به شرايط انقلابى نزديك مى شود و در ايران نيز
انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره ) اتفاق مى افتد، شهيد صدر وارد گفتمان انقلاب
مى شود. بنابراين ، تحول انديشه سياسى شهيد صدر در بستر اوضاع زمان و شرايط سياسى
اجتماعى مختلف قابل فهم است . بخش اول انديشه وى ، در گفتمان اصلاح قرار مى گيرد و
بخش اخير انديشه ايشان در گفتمان انقلاب . مع ذلك انديشه شهيد صدر، چه در بخش
اصلاحى و چه در بخش انقلابى ، از اصول ثابتى تبعيت مى كند. برخى از مهم ترين اصول
ثابت انديشه سياسى وى از اين قرار است : 1ـ اصل تكليف ; 2ـ اصل مصلحت اسلام ; 3ـ
اصل مصلحت مسلمانان ; 4ـ اصل رعايت احكام ثابت شرعى ; 5 ـ اصل دعوت و گسترش اسلام ;
6ـ اصل نفى سبيل ; 7ـ اصل اهم و مهم ; 8ـ اصل عمل به قدر مقدور; 9ـ اصل عدالت ;
10ـ اصل ضرورت حكومت ; 11ـ اصل ولايت الهى و ... شهيد صدر خود بارها و بارها و در
آثار مختلفش به اين بحث كه دين اسلام از اصول ثابت و متغير تشكيل شده است ، توجه
داده است .(17) شهيد صدر، هم به اصلاح توجه داشته است و هم به انقلاب . وى در بيان
مفهوم دعوت اصلاحى ، چنين گفته است :
((دعوت اصلاحى كه هدفش اصلاح و مرمت قسمت معينى از جامعه بوده ، در چارچوب
فعاليت هاى عملى خود از ساير جنبه هاى فاسد واقعيت اجتماعى و نيز از پايه هاى
اساسى كه شالوده و زيربناى وضعيت فعلى است ، چشم پوشى مى كند.))(18) و در تعريف
نهضت انقلابى مى گويد: ((اما نهضت انقلابى در حالى كه از واقعيتى كه امت دست به
گريبان آن است ، درك عميق و برداشت عميق دارد، مطلقا تسليم وضع موجود و شرايط
جارى نمى گردد و چون اين جو را نسبت به اصول مكتبى و فكرى خويش در تضاد مى يابد،
سرسختانه به دگرگونى عميق و تحول بنيادين آن همت مى گمارد.))(19) شهيد صدر به
مساءله تفاوت شرايط زمانى توجه اكيد دارد و حتى معتقد است كه حضرت ختمى مرتبت
محمدمصطفى (ص ) نيز اگر در شرايط امروز بود از روش هاى متناسب با امروز استفاده
مى كرد: ((مسلما در صورتى كه پيامبر(ص ) در زمان ما مى زيست ، به اقتضاى حكمت خويش ،
روش هاى تبليغى ، اطلاع رسانى و تشكيلاتى مناسب دوران معاصر را به كار مى گرفت .
))(20) وى ، بزرگ ترين مشكل دنياى امروز را مشكل نظام اجتماعى مى دانست و لذا محور
انديشه سياسى وى در همه شرايط زمانى ، پيشنهاد نوعى نظام اجتماعى مبتنى بر
واقعيات بود: ((بزرگ ترين مشكل دنياى امروز كه فكر انسان را به خود مشغول داشته
و بر جوهر هستى انسانى تاءثير مى گذارد، مشكل نظام اجتماعى است ....، زيرا نوع
سيستم اجتماعى ، نقش تعيين كننده اى در حيات بشرى و در اصل موجوديت اجتماعى وى
دارد.(21) شهيد صدر در يك جمع بندى معتقد است كه تنظيم راه بشر به سوى ايده آل
مطلق كه عبارت از تقرب الى الله و كسب رضايت الهى است ، متوقف بر چهار امر است و
اين در واقع ، بنياد تفكر سياسى و اصل ثابت در انديشه وى است كه ديگر اجزاى
انديشه او بر آن مبتنى است . اين امور عبارتند از: 1ـ ديد فكرى و ايدئولوژيكى
روشن نسبت به ايده آل برتر; به نظر وى ، داشتن اين ديد در طول تاريخ متوقف بر
عقيده به توحيد بوده است . 2ـ وجود يك نيروى روانى حاصل از اين ايده آل تا اين
نيروى روانى بتواند به منزله سرمايه دائم و سوخت پيوسته اى براى اراده بشر در
طول تاريخ باشد. 3ـ لازم است پيوند اصيلى بين انسان و ايده آل مطلق وجود داشته
باشد. اين پيوند اصيل در نقش پيامبرى ظاهر مى شود و در واقع نقش پيامبران ،
برقرارى همين ارتباط و پيوند است . 4ـ پس از آن كه بشريت وارد مرحله اى شد كه
قرآن آن را مرحله اختلاف مى نامد، كار به جايى مى رسد كه تنها آمدن بشير و تدبير
كافى نيست ; بلكه لازم است بشريت متدين وارد ميدان نبرد عليه خدايان ساختگى بشود
و طاغوت ها و ايده آل هاى پست را سر جاى خود بنشاند. در اين جنگ ها بايد رهبرى وجود
داشته باشد كه اين مهم را رهبرى كند. اين رهبر، امام است . اين چهارمين شرط
تنظيم راه بشر به سوى ايده آل مطلق است .(22) بنابراين ، گرچه اشكال حكومت در
دوره هاى مختلف ممكن است متفاوت باشد; اما رهبرى الهى در همه آنها شرط لازم است .
خاتمه : توجه به اين نكته كه انديشه سياسى هر متفكر، پاسخى است به بحران ها و
معضلات عصر خودش و نيز توجه به اصول ثابت در انديشه سياسى متفكران قويم اسلامى
همچون شهيد صدر و نيز معيارهاى انعطاف و تغيير، به ما كمك كرد تا تحول در
انديشه سياسى آيت الله صدر را تبيين نماييم . به نظر مى رسد كه اندك تلاش هايى كه
تاكنون در تبيين تحولات انديشه وى صورت گرفته است ، با غفلت از پيش فرض هاى
نگارنده بوده است . به هر حال توجه به شم فقاهتى ايجاب مى كند كه پيوسته اصل عمل
به قدر مقدور در نظر باشد و بدانيم كه فقها پيوسته به شرايط و امكانات واقعى
نظر دارند.
پى نوشت ها
1- حسين بشريه ، تاريخ انديشه هاى سياسى در قرن بيستم ، (تهران : نشر
نى ، 1376)، ص 16.
2- همان ، ص 16.
3- نجف لك زايى ، انديشه سياسى محقق سبزوارى ، (قم : موسسه آموزش عالى باقر
العلوم (ع )، 1377)، قسمت اول ، صص 4 ـ 5، همچنين ر.ك . به : حاتم قادرى ، انديشه
سياسى عزالى ، (تهران : دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ، 1370)، صص 71 ـ 72.
4- جزوه الاسس الاسلاميه در كتاب زير منتشر شده است . محمد الحسينى ، الامام الشهيد
السيد محمدباقر الصدر دارسته فى سيرته و منهجه ، (بيروت : دارالفرات ، 1989 م ـ
1410 ه' .ق )، اللحق الاول ، صص 336 ـ 359.
5- الشورى / 38.
6- آنچه آمد، خلاصه اى از نظر به حكومت شورايى بود كه از منبع ذيل ارائه شد:
محسن كديور، نظريه هاى دولت در فقه شيعه ، (تهران :
نشر نى ، 1360)، صص 160 ـ 167.
7- محمدباقر الصدر، الفتاوى الواضحه ، الجزء الاول ، (بيروت : دارالتعارف
المطبوعات ، 1410 ه' .ق ، 1981 م .)، صص 115 و 134.
8- آنچه آمد، خلاصه اى از نظريه صدر بود كه از منبع ذيل ارائه شد: كديور،
پيشين ، صص 140 ـ 127 .
9- البقره / 30، آيات ديگر مورد استناد عبارتند از: اعراف / 69، فاطر / 39، ص
/ 26 و احزاب / 72.
10- البقره / 143 و آيات ديگر مورد استناد عبارتند از: نساء / 41، مائده /
117، نحل / 29، حج / 78، آل عمران / 140 و زمر / 69.
11- محمدحسن جمشيدى ، انديشه سياسى شهيد رابع به امام سيدمحمدباقر صدر(ره )،
(تهران : موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه ، 1377)، ص 284.
12- همان ، 287.
13- كديور، پيشين ، ص 128.
14- همان ، ص 128.
15- سيدكاظم حسينى حائرى ، ولايه الامر فى عصر الغيبه ، (قم : مجمع الفكر الاسلامى ،
1414 ه' .ق )، ص 128 و 160 ; و نيز كديور، پيشين ، ص 128.
16- كديور، پيشين .
17- سيدمحمدباقر صدر، صوره عن اقتصاد المجتمع الاسلامى (حلقه دوم از مجموعه
الاسلام يقود الحياه )، (بيروت : دارالتعارف للمطبوعات ، 1979 م . 1399 ه'.ق )، صص 22
ـ 24.
18- سيدمحمدباقر صدر، از مبانى فكرى حزب دعوت اسلامى ، ترجمه حزب دعوت اسلامى ،
تهران ، بى تا، ص 27، به نقل از:
جمشيدى ، پيشين ، ص 119.
19- همان ، ص 120.
20- همان ، ص 119.
21- سيدمحمدباقر صدر، تئورى شناخت و جهان بينى در فلسفه ما، ترجمه حسين حسينى ،
(تهران : بدر، 1362)، ص 171 به نقل از جمشيدى ، پيشين ، ص 7.
22- سيدمحمدباقر صدر، سنت هاى تاريخ در قرآن ، ترجمه دكتر سيدجمال موسوى
اصفهانى ، (قم : انتشارات جامعه مدرسين قم ، بى تا)، صص 240 ـ 243.
|
|
|