|
|
 |
كنگره بين المللى آيت الله العظمى شهيد صدر(قدس سره)
| فرزانگان علم اصول از هشام بن حكم تا شهيد صدر |
 |
|
فرزانگان علم اصول از هشام بن حكم تا شهيد صدر
حجت الاسلام و المسلمين سيد على رضا جعفرى
ريشه هاى انديشه اصولى را در ميان ياران امامان (ع )
مى يابيم . اين انديشه از احاديثى كه دعوت به اجتهاد مى كند و نيز از قواعد كلى كه
از سخنان امامان (ع ) برمى آيد، نشاءت گرفته است .
نويسنده در بخش اول ، اصوليون از ياران امامان (ع ) از هشام بن حكم و يونس بن
عبدالرحمن تا به عبدالله بن جعفر حميرى را با ذكر آثارشان نام مى برد. سپس در
بخش هاى دوم و سوم اين بحث ، علماى اصول گرا در زمان غيبت صغرى و كبرى كه بيش از
40 نفر هستند را ذكر مى كند، كه تعدادى از آنها داراى تاءليفاتى در اين علم نيز
مى باشند.
نويسنده در بخش چهارم به كشمكش هاى دو مكتب اخبارى و اصولى پرداخته و تصريح
مى كند كه پيدايش مكتب اخبارى در اوائل قرن يازدهم بوده است . خلاصه مبانى مكتب
اخبارى گرى اين است كه قائل به حجيت عقل در استنباط احكام نيست و ظاهر قرآن كريم
را حجت نمى داند; بلكه فقط به اخبار استناد مى كند.
سران اين مكتب كه نزديك به دو قرن ادامه داشت ، تعدادى از علما بودند كه ، مولى
محمد امين استرآبادى (1033) صاحب كتاب معروف ((الفوائد المدنيه فى الرد على
القائل بالاجتهاد و التقليد فى الاحكام الالهيه ))، فيض كاشانى ، شيخ حر عاملى ،
محمدتقى فلسفى ، محمدباقر مجلسى و محدث بحرانى در راءس آنان بودند.
در اين مدت ، تعدادى از علماى اصولى نيز مانند: محمدباقر داماد (1041)، فاضل
تونى صاحب كتاب ((الوافيه )) و نراقى مى زيستند.
نويسنده در فصل پنجم ، نقش مهم وحيد بهبهانى (1205) در مقابله با اخبارى ها و
پايه گذارى قواعد علم اصول و توسعه آن را مورد تمجيد قرار داده و تاكيد كرده است
كه پس از آنها تعدادى از محققان بزرگ ، اين راه را ادامه دادند و چون ستارگان
درخشانى در آسمان علم نمايان گشتند; افرادى مانند: سيدبحرالعلوم ، ميرزاى قمى ،
شيخ اعظم انصارى و شاگرد او، آخوند خراسانى ; آن گاه فرزانگان ديگرى پا به عرصه
علم و دانش گذاشتند، همچون : ميرزاى نائينى ، محقق عراقى و اصفهانى و ديگر
شاگردان آنها.
نويسنده در فصل ششم از بحث خود، با ذكر مقدمه اى از زندگى شخصى و ويژگى هاى
علمى شهيد صدر، به شرح حال اين شهيد بزرگوار پرداخته و مهم ترين ويژگى هاى فكر و
انديشه وى را با اشاره به جنبه هاى علمى مترقيانه آن بيان كرده است . وى آن گاه
بعضى از آثار شهيد صدر در علم اصول ، كه در آنها جنبه آموزشى اين علم را توسعه
داده و مترقى ساخته است را پس از بيان انگيزه وى در تاءليف حلقات سه گانه اصول ،
نام مى برد.
سپس نويسنده ، تقسيم بندى نوينى كه شهيد صدر در تدوين برنامه آموزشى علم اصول
مطرح ساخته را بيان مى كند و در پايان اين بحث ، علل شهادت اين شهيد بزرگوار و
ويژگى هاى زمانى اين حادثه را تشريح نموده و خاطرنشان مى كند كه روح شهيد صدر،
جاويدان و انديشه وى ، فروزان و خون او، جوشان و پويايى او، بى وقفه و پيام او،
زنده خواهد ماند.
معرفى طرح هاى شهيد صدر براى رفع موانع روحى (روانى ) تقريب بين مذاهب اسلامى
حجت الاسلام و المسلمين شيخ محمدرضا نعمانى نويسنده اين مقاله ، درصدد نبوده است
كه مسائل مورد اختلاف ميان مسلمانان را به بحث گذارد; بلكه تاءكيد او بيش تر در
زمينه رفع موانع روحى و روانى ، كه يكى از مهم ترين مسائل تقريب ميان مذاهب اسلامى
به شمار مى آيد، بوده است .
اهميت اين موضوع از آن جا نمايان مى شود كه سياستمداران از ديرباز، همواره تلاش
كرده و مى كنند كه اين مانع روحى و روانى را در ميان پيروان مذاهب اسلامى عميق تر
و پررنگ تر سازند.
نويسنده همچنين ، مهم ترين گام هاى تقريبى امام شهيد صدر را در اين باره بيان
مى نمايد و مى گويد; اما دست جنايت كاران عراق در همان آغاز كار، امت اسلامى را از
او محروم ساخت و اين شهيد بزرگوار موفق نشد در اجراى اين طرح ها، نقش كاملى ايفا
كند.
وى تاءكيد مى كند كه اقدامات شهيد صدر در اين زمينه ، داراى اهميت ويژه اى است ;
زيرا اين شخصيت ، داراى جايگاه ويژه اى بود و يكى از نوابغ و فرزانگان كم نظير
زمان خود به شمار مى آمد. به اعتقاد نويسنده مقاله ، مهم ترين اقدامات شهيد صدر
عبارتند از:
اولا: شهيد صدر در آثار و تاءليفات خود، هرگز فقط به منابع شيعه استناد
نمى كرد; بلكه منابع اهل تسنن را نيز مد نظر قرار مى داد; زيرا وى معتقد بود كه
گرچه فقه اسلامى داراى اجتهادها و مذاهب متعددى است ; اما سيستم و نظام واحدى به
شمار مى آيد; همچنان كه وى اين روش را در تدوين كتاب ((اقتصادنا)) هم به كار برد.
در اين كتاب كه منعكس كننده نظام اقتصادى اسلام است ، به تعدادى از منابع فقه
اهل تسنن استناد شده است ، نظير:
1ـ الاحكام السلطانيه ، ماوردى 2ـ المغنى ، ابن قدامه 3ـ الام ، شافعى 4ـ المحلى ، ابن
حزم 5ـ المدونه الكبرى 6ـ مواهب الجليل 7ـ نهايه المحتاج 8ـ المبسوط، سرخسى 9ـ
الفقه على المذاهب الاربعه و غيره .
اين برخورد مثبت و بحث علمى ، برادران اهل تسنن را بر اين مى داشت كه احساس
كنند، نظر فقهى آنان نزد برادران شيعى خود داراى اهميت و جايگاه خاصى است .
ثانيا: پيام هاى شهيد صدر به ملت عراق همواره آميخته به معنويت والاى اسلامى
بود، و از هر گونه كوتاه نظرى و طايفه گرى به دور بود.
با مطالعه دقيق آخرين پيام سياسى اين شهيد بزرگوار كه قبل از شهادتش ايراد
كرده بود، اين نكات مهم به چشم مى خورد:
1ـ شهيد صدر، خود و همه وجود خود را، از آن مسلمانان شيعى و سنى به طور يكسان
مى داند; 2ـ با روحى فراخ و از جايگاه پدرانه ، همه را مورد خطاب قرار مى دهد; 3ـ
اين شهيد والا مقام ، اين باور را داشت كه اختلافات عقيدتى و سياسى بين مسلمانان ،
نبايد مانع همكارى و هميارى آنان در راه خدمت به اسلام باشد. و براى اين امر، دو
مثال مى زند:
مثال اول ، جنگيدن حضرت على (ع ) در زير پرچم خليفه اول و مثال دوم ، دفاع علماى
شيعه عراقى از حكومت عثمانى عراق ، هنگامى كه با ارتش استعمار انگليس در جنگ بود.
و بر همين اساس ، فتواى وجوب دفاع از اين حكومت را صادر كردند; 4ـ امت را بايد
نسبت به دسيسه هاى طاغوت هوشيار كرد. طاغوت سعى مى كند از راه برانگيختن اختلافات
مذهبى ، بين افراد ملت تفرقه بيندازد.
ثالثا: امام شهيد صدر در تاءليفاتش ، با روش خاصى به مسائل اختلافى مى پرداخت ;
همان گونه كه كتاب ((فدك فى التاريخ )) را به رشته تحرير درآورد. با دقت در اين
روش ، نكات زير ملاحظه مى شود:
1ـ پرهيز از عبارات و الفاظى كه عواطف اهل سنت را جريحه دار مى كند; 2ـ پرداختن
به اين مساءله حساس ، به صورت موضوعى ; چنانچه وى در آغاز چنين مى گويد:
((اگر بخواهى آزاد انديش ، و براى دنياى مردم مورخ باشى ، و نه يك روايت كننده
دنياى ذهن خود، بايد عواطف و احساسات خود را كنار بگذارى ; اما مى توانى فقط نفس
خودت را از اين عواطف سيراب كنى ; ولى بايد فكر خود را كه وسيله پرداختن به اين
بحث است ، از اين مورد مستثنا كنى ; زيرا انديشه و فكر تو، از آن خودت نيست ; چرا
كه مسووليت تاريخ نويسى را به عهده گرفتى ، و با خود عهد بسته اى كه امانت دار
باشى ، تا تحقيق و بحث براساس شرايط صحيح انديشيدن و استنتاج استوار گردد.))
شهيد صدر، با اين روش موضوعى كه از هر گونه جانب دارى از طايفه خاصى به دور است ،
همه ابعاد اين بحث را مورد بررسى قرار داده است .
نويسنده اين مقاله همچنين تصريح مى كند; امام شهيد صدر در پرداختن به اين
موضوع ، همه شرايط موضوعى و اخلاقى را مراعات كرده است . علاوه بر آن ، اين سبك
داراى شفافيت و آزاد انديشى خاصى است ; بلكه گذشته از همه اين موارد، اين شهيد
بزرگوار آراسته به اخلاق نيكوست ، و با اين وارستگى اخلاقى مى توان قوى ترين موانع
روحى و روانى را كه همچنان بزرگ ترين سنگ راه وحدت امت توحيدى است ، از ميان
برداشت .
نويسنده همچنين اظهار مى دارد; اين مقاله با اختصار و عجله ، طرح هاى امام شهيد
صدر در اين ارتباط را مورد بحث قرار داده است . اگرچه اين طرح ها به علت عمر
كوتاه اين شهيد بزرگوار، محدود است ; اما گوياى افق هاى فراخى است كه ايشان براى
وحدت امت در انديشه داشت . و بايد متخصصان ذى ربط و انديشمندان براى بررسى همه
جانبه اين جنبه از انديشه شهيد صدر كمر همت را ببندند; زيرا امروز بيش از هر
زمان ديگر، به وحدت كلمه ، اتحاد و همبستگى نياز داريم .
معرفى جهان بينى در انديشه شهيد آيت الله صدر حجت الاسلام و المسلمين عبدالكريم
آل نجف در اين بحث ، نويسنده با مطالعه و تحقيق در جهان بينى شهيد صدر، سه برداشت
كلى از انديشه هاى ايشان را مورد بررسى قرار مى دهد; اما تنها به يك برداشت
پرداخته و آن را مورد بحث قرار داده است . اين برداشت ، به نقش عوامل اصيل انسانى
از قبيل : عقل ، روح و فطرت در روند فعاليت فرد، جامعه و تاريخ مى پردازد كه بر
عوامل محلى از قبيل :
رنگ ، قوميت و نژاد، برترى دارند. در ارتباط با اين محور، نويسنده در تحقيق
خود ايده ها و نظريات شهيد آيت الله صدر را كه در آثار و تاءليفات وى پراكنده
است ، بيان كرده و آنها را به چهار بخش تقسيم مى كند.
وى در بخش اول ، به نظريه هاى ايدئولوژيكى و افق هاى وسيع فكرى شهيد صدر در
ارتباط با اين محور اشاره نموده و پژوهش هاى عميق وى در توحيد و نبوت و امامت را
مورد مطالعه قرار مى دهد.
نويسنده در بخش دوم ، انديشه ها و نظريات شهيد صدر در ارتباط با نقش ايدئولوژى
در روند فعاليت فرد، جامعه و تاريخ را بيان مى كند و سپس به بازتاب مفهوم طايفه
و قوميت در فلسفه تاريخ از بينش شهيد صدر مى پردازد.
بخش سوم اين بحث ، ابعاد جهانى حكومت اسلامى در انديشه شهيد صدر را تشريح مى كند.
و بالاخره نويسنده در بخش چهارم ، به ويژگى هاى شخصيتى شهيد صدر اشاره نموده و
افق هاى جهانى در بعد سياسى زندگى وى را بازگو مى كند. وى سپس اظهار مى دارد كه
انديشه سياسى شهيد صدر هرگز در چارچوب قوميت ، مليت و منطقه اى منحصر نمى شود.
نويسنده تصريح مى كند كه شهيد صدر در ارزش هاى اسلامى ، كه والاتر از محدوديت هاى
خطهاى طول و عرض و ويژگى هاى نژادى است ، ذوب شده بود.
|
| ديدگاه شهيد صدر درباره روند اجتهاد |
 |
|
ديدگاه شهيد صدر درباره روند اجتهاد
حجت الاسلام و المسلمين سيد
نورالدين شريعتمدار جزايرى
اين مقاله كه ديدگاه شهيد صدر درباره روند اجتهاد را
بررسى مى كند، از يك مقدمه و هفت بخش تشكيل شده است . نويسنده پس از بحثى كوتاه
در هر بخش ، نظر شهيد صدر را در آن بيان مى كند. بخش اول تحت عنوان ((هماهنگى
حركت اجتهاد با هدف و شيوهاى استدلال )) اذعان مى دارد كه مجتهد بايد در شيوه
استدلال دلايل مختلف را در نظر بگيرد و تنها يك دليل را مد نظر قرار ندهد; در اين
صورت است كه به تاسيس اصل نياز ندارد. به نظر شهيد صدر، آينده روند اجتهاد بر
اساس دو عامل محدود مى شود و راه كارهاى خود را نيز بر وفق اين دو عامل به دست
مى آورد; آن دو، عامل هدف و عامل فن است . در عامل فن ، هر چه ژرف نگرى و باريك
بينى در شيوهاى استدلال و تطور انديشه هاى علمى بيش تر باشد، تعميق و دقت در حركت
اجتهاد نيز بيش تر مى شود.
در بخش دوم ، با نام ((گستردگى در هدف اجتهاد))، نويسنده معتقد است كه وظيفه
فقيه در زمان غيبت ، همگامى با رويدادهاى تازه و نوين زندگى با توجه به پيشرفت
تمدن بشرى در طول تاريخ و تحول جامعه هاى انسانى در روابط با يكديگر است . شهيد
صدر مى فرمايد; دامنه دانش فقه براى عمليات استنباط، به اندازه اى گسترده است كه
همه رويدادها و پيشامدهايى را كه در زندگى انسان پديد مى آيد، در بر مى گيرد;
زيرا در هر پيشامدى بايد به فعاليت پرداخت تا حكم مربوط به آن ، به دست آيد.
بخش سوم هم به ((دوران كوته نگرى در هدف اجتهاد)) اختصاد دارد. به نظر مولف ،
شيعه بر اثر ظلم و ستم از صحنه سياست و حكومت كنار بود و در نتيجه ، بسيارى از
اهداف گسترده اجتهاد به فراموشى سپرده شده و مجتهدان از روى ناچارى ، اجتهاد را
تنها در احكام فردى به كار گرفتند. دشمنان نيز از اين وضعيت بهره گرفته و اين
ركود و خمود را يارى كردند تا بتوانند توطئه اى بزرگ تر را زمينه سازى كنند; يعنى
جدايى دين از سياست .
شهيد صدر با فرياد قلم خود، فقهاى شيعه را متوجه اين خطر ساخت . وى تلاش كرد تا
ذهن فقيه را علاوه بر چهره فرد مسلمان ، با چهره اجتماع مسلمان آشنا كند.
در بخش چهارم ، نويسنده به ((پيامدهاى كوته فكرى در هدف اجتهاد))به صورت زير
اشاره مى كند: الف ـ كاستى در رساله هاى عمليه ; ب ـ بيرون كردن مسائل اجتماعى از
صحنه اسلام ; ج ـ جدايى دين از سياست ; د ـ متروك ماندن بخش بزرگى از معارف اسلامى .
به نظر شهيد صدر، پيامدهاى نادرستى كوته انديشى در اجتهاد، چنين است : 1 ـ تنگ
نظرى در فقه ، تحديد موضوع اجتهاد، محدود ساختن هدف آن و متروك شدن نظام
اجتماعى ; 2 ـ توجيه واقعيت خارجى درموضوعاتى كه مورد ابتلا هستند و ريختن آنها
در قالبى كه بتواند با شرع همسو شود و نپذيرفتن واقعيت عينى موجود در خارج ; 3 ـ
متروك ماندن شخصيت حكومتى پيامبر9 و ائمه : و توجه نداشتن به نوع احكام حكومتى و
دستورهايى كه پيامبر گاهى از روى حكومت و رياست دولت و سياست اداره جامعه صادر
مى كردند; 4 ـ كج انديشى در فهم نصوص شرعى ; 5 ـ ناتوانى در استخراج قواعد فقهى
از نصوص و قوانين كلى از روايات .
بخش پنجم اختصاص به ((دگرگونى در روند آينده اجتهاد)) دارد. به اعتقاد مولف ،
پس از توجه به پيامدهاى نادرست كوته انديشى ، بايد حركت اجتهادى دگرگون شده و
نيازهاى جامعه را با نگرشى تازه بررسى نموده و نيز اجتهاد را نبايد تنها در
نيازهاى فردى و عبادى به كار گرفت . اين مساءله كه اجتهاد با حقيقت دگرگون شدن
پديده ها در ارتباط با انسان ها رابطه مستقيم دارد، ضرورت دگرگونى اجتهاد را
ايجاب مى نمايد. در ادامه اين بخش ، قسمتى از نظرات شهيد صدر بيان شده است .
در بخش ششم ، تحت عنوان ((نگرشى اجتماعى در اجتهاد))، بحث اداره اجتماع بر
اساس موازين اسلام مطرح مى شود كه وظيفه مجتهد، استخراج قانون اداره جامعه ، از
منابع اسلامى است . شهيد صدر نيز نگرش اجتماعى در نصوص را مورد تائيد قرار داده و
پيروزى فقه و اجتهاد را نويد مى دهد.
اما به نظر شهيد صدر بايد بين نص در عبادات و نص در معاملات تفاوت قائل شد.
بدين معنا كه نص در عبادات بايد بر معناى لغوى حمل شود و نمى توان از مورد نص
تعدى كرد و آن حكم را به موارد ديگرى تعميم داد; ولى اگر نص در معاملات باشد،
مى توان آن را بر قانون كلى حمل نموده و با نگرش اجتماعى و عمومى بررسى كرد.
نويسنده در ادامه ، به تفاوت ميان فهم اجتماعى و قياس مى پردازد. بخش هفتم و
آخرين بخش از اين مقاله ، به ((آينده نگرى اجتهاد)) اختصاص دارد. به نظر شهيد
صدر، زمانى كه نيروى به حركت درآورنده اجتهاد كه همان هدف باشد، ابعاد حقيقى
خود را بازيابد، پيامدهاى يكسو نگرى از بين مى رود و محتواى حركت اجتهاد به
صورتى در مى آيد كه با اهداف گسترده آن سازگارى داشته باشد; كوته فكرى از ميان
مى رود; فهم و درك از نصوص تغيير مى يابد و تجزيه در موضوع واحد بر اساس ارتكاز و
فهم اجتماعى نص ، متروك مى شود و...
نويسنده در پايان با بيان خلاصه ديدگاه هاى شهيد صدر در ده بند، مقاله خود را
به پايان مى برد.
معرفى مقالات فرزانگان علم اصول از هشام بن حكم تا شهيد صدر حجت الاسلام و
المسلمين سيدعلى رضا جعفرى ريشه هاى انديشه اصولى را در ميان ياران امامان (ع )
مى يابيم . اين انديشه از احاديثى كه دعوت به اجتهاد مى كند و نيز از قواعد كلى كه
از سخنان امامان (ع ) برمى آيد، نشاءت گرفته است .
نويسنده در بخش اول ، اصوليون از ياران امامان (ع ) از هشام بن حكم و يونس بن
عبدالرحمن تا به عبدالله بن جعفر حميرى را با ذكر آثارشان نام مى برد. سپس در
بخش هاى دوم و سوم اين بحث ، علماى اصول گرا در زمان غيبت صغرى و كبرى كه بيش از
40 نفر هستند را ذكر مى كند، كه تعدادى از آنها داراى تاءليفاتى در اين علم نيز
مى باشند.
نويسنده در بخش چهارم به كشمكش هاى دو مكتب اخبارى و اصولى پرداخته و تصريح
مى كند كه پيدايش مكتب اخبارى در اوائل قرن يازدهم بوده است . خلاصه مبانى مكتب
اخبارى گرى اين است كه قائل به حجيت عقل در استنباط احكام نيست و ظاهر قرآن كريم
را حجت نمى داند; بلكه فقط به اخبار استناد مى كند.
سران اين مكتب كه نزديك به دو قرن ادامه داشت ، تعدادى از علما بودند كه ، مولى
محمد امين استرآبادى (1033) صاحب كتاب معروف ((الفوائد المدنيه فى الرد على
القائل بالاجتهاد و التقليد فى الاحكام الالهيه ))، فيض كاشانى ، شيخ حر عاملى ،
محمدتقى فلسفى ، محمدباقر مجلسى و محدث بحرانى در راءس آنان بودند.
در اين مدت ، تعدادى از علماى اصولى نيز مانند: محمدباقر داماد (1041)، فاضل
تونى صاحب كتاب ((الوافيه )) و نراقى مى زيستند.
نويسنده در فصل پنجم ، نقش مهم وحيد بهبهانى (1205) در مقابله با اخبارى ها و
پايه گذارى قواعد علم اصول و توسعه آن را مورد تمجيد قرار داده و تاكيد كرده است
كه پس از آنها تعدادى از محققان بزرگ ، اين راه را ادامه دادند و چون ستارگان
درخشانى در آسمان علم نمايان گشتند; افرادى مانند: سيدبحرالعلوم ، ميرزاى قمى ،
شيخ اعظم انصارى و شاگرد او، آخوند خراسانى ; آن گاه فرزانگان ديگرى پا به عرصه
علم و دانش گذاشتند، همچون : ميرزاى نائينى ، محقق عراقى و اصفهانى و ديگر
شاگردان آنها.
نويسنده در فصل ششم از بحث خود، با ذكر مقدمه اى از زندگى شخصى و ويژگى هاى
علمى شهيد صدر، به شرح حال اين شهيد بزرگوار پرداخته و مهم ترين ويژگى هاى فكر و
انديشه وى را با اشاره به جنبه هاى علمى مترقيانه آن بيان كرده است . وى آن گاه
بعضى از آثار شهيد صدر در علم اصول ، كه در آنها جنبه آموزشى اين علم را توسعه
داده و مترقى ساخته است را پس از بيان انگيزه وى در تاءليف حلقات سه گانه اصول ،
نام مى برد.
سپس نويسنده ، تقسيم بندى نوينى كه شهيد صدر در تدوين برنامه آموزشى علم اصول
مطرح ساخته را بيان مى كند و در پايان اين بحث ، علل شهادت اين شهيد بزرگوار و
ويژگى هاى زمانى اين حادثه را تشريح نموده و خاطرنشان مى كند كه روح شهيد صدر،
جاويدان و انديشه وى ، فروزان و خون او، جوشان و پويايى او، بى وقفه و پيام او،
زنده خواهد ماند.
معرفى طرح هاى شهيد صدر براى رفع موانع روحى (روانى ) تقريب بين مذاهب اسلامى
حجت الاسلام و المسلمين شيخ محمدرضا نعمانى نويسنده اين مقاله ، درصدد نبوده است
كه مسائل مورد اختلاف ميان مسلمانان را به بحث گذارد; بلكه تاءكيد او بيش تر در
زمينه رفع موانع روحى و روانى ، كه يكى از مهم ترين مسائل تقريب ميان مذاهب اسلامى
به شمار مى آيد، بوده است .
اهميت اين موضوع از آن جا نمايان مى شود كه سياستمداران از ديرباز، همواره تلاش
كرده و مى كنند كه اين مانع روحى و روانى را در ميان پيروان مذاهب اسلامى عميق تر
و پررنگ تر سازند.
نويسنده همچنين ، مهم ترين گام هاى تقريبى امام شهيد صدر را در اين باره بيان
مى نمايد و مى گويد; اما دست جنايت كاران عراق در همان آغاز كار، امت اسلامى را از
او محروم ساخت و اين شهيد بزرگوار موفق نشد در اجراى اين طرح ها، نقش كاملى ايفا
كند.
وى تاءكيد مى كند كه اقدامات شهيد صدر در اين زمينه ، داراى اهميت ويژه اى است ;
زيرا اين شخصيت ، داراى جايگاه ويژه اى بود و يكى از نوابغ و فرزانگان كم نظير
زمان خود به شمار مى آمد. به اعتقاد نويسنده مقاله ، مهم ترين اقدامات شهيد صدر
عبارتند از:
اولا: شهيد صدر در آثار و تاءليفات خود، هرگز فقط به منابع شيعه استناد
نمى كرد; بلكه منابع اهل تسنن را نيز مد نظر قرار مى داد; زيرا وى معتقد بود كه
گرچه فقه اسلامى داراى اجتهادها و مذاهب متعددى است ; اما سيستم و نظام واحدى به
شمار مى آيد; همچنان كه وى اين روش را در تدوين كتاب ((اقتصادنا)) هم به كار برد.
در اين كتاب كه منعكس كننده نظام اقتصادى اسلام است ، به تعدادى از منابع فقه
اهل تسنن استناد شده است ، نظير:
1ـ الاحكام السلطانيه ، ماوردى 2ـ المغنى ، ابن قدامه 3ـ الام ، شافعى 4ـ المحلى ، ابن
حزم 5ـ المدونه الكبرى 6ـ مواهب الجليل 7ـ نهايه المحتاج 8ـ المبسوط، سرخسى 9ـ
الفقه على المذاهب الاربعه و غيره .
اين برخورد مثبت و بحث علمى ، برادران اهل تسنن را بر اين مى داشت كه احساس
كنند، نظر فقهى آنان نزد برادران شيعى خود داراى اهميت و جايگاه خاصى است .
ثانيا: پيام هاى شهيد صدر به ملت عراق همواره آميخته به معنويت والاى اسلامى
بود، و از هر گونه كوتاه نظرى و طايفه گرى به دور بود.
با مطالعه دقيق آخرين پيام سياسى اين شهيد بزرگوار كه قبل از شهادتش ايراد
كرده بود، اين نكات مهم به چشم مى خورد:
1ـ شهيد صدر، خود و همه وجود خود را، از آن مسلمانان شيعى و سنى به طور يكسان
مى داند; 2ـ با روحى فراخ و از جايگاه پدرانه ، همه را مورد خطاب قرار مى دهد; 3ـ
اين شهيد والا مقام ، اين باور را داشت كه اختلافات عقيدتى و سياسى بين مسلمانان ،
نبايد مانع همكارى و هميارى آنان در راه خدمت به اسلام باشد. و براى اين امر، دو
مثال مى زند:
مثال اول ، جنگيدن حضرت على (ع ) در زير پرچم خليفه اول و مثال دوم ، دفاع علماى
شيعه عراقى از حكومت عثمانى عراق ، هنگامى كه با ارتش استعمار انگليس در جنگ بود.
و بر همين اساس ، فتواى وجوب دفاع از اين حكومت را صادر كردند; 4ـ امت را بايد
نسبت به دسيسه هاى طاغوت هوشيار كرد. طاغوت سعى مى كند از راه برانگيختن اختلافات
مذهبى ، بين افراد ملت تفرقه بيندازد.
ثالثا: امام شهيد صدر در تاءليفاتش ، با روش خاصى به مسائل اختلافى مى پرداخت ;
همان گونه كه كتاب ((فدك فى التاريخ )) را به رشته تحرير درآورد. با دقت در اين
روش ، نكات زير ملاحظه مى شود:
1ـ پرهيز از عبارات و الفاظى كه عواطف اهل سنت را جريحه دار مى كند; 2ـ پرداختن
به اين مساءله حساس ، به صورت موضوعى ; چنانچه وى در آغاز چنين مى گويد:
((اگر بخواهى آزاد انديش ، و براى دنياى مردم مورخ باشى ، و نه يك روايت كننده
دنياى ذهن خود، بايد عواطف و احساسات خود را كنار بگذارى ; اما مى توانى فقط نفس
خودت را از اين عواطف سيراب كنى ; ولى بايد فكر خود را كه وسيله پرداختن به اين
بحث است ، از اين مورد مستثنا كنى ; زيرا انديشه و فكر تو، از آن خودت نيست ; چرا
كه مسووليت تاريخ نويسى را به عهده گرفتى ، و با خود عهد بسته اى كه امانت دار
باشى ، تا تحقيق و بحث براساس شرايط صحيح انديشيدن و استنتاج استوار گردد.))
شهيد صدر، با اين روش موضوعى كه از هر گونه جانب دارى از طايفه خاصى به دور است ،
همه ابعاد اين بحث را مورد بررسى قرار داده است .
نويسنده اين مقاله همچنين تصريح مى كند; امام شهيد صدر در پرداختن به اين
موضوع ، همه شرايط موضوعى و اخلاقى را مراعات كرده است . علاوه بر آن ، اين سبك
داراى شفافيت و آزاد انديشى خاصى است ; بلكه گذشته از همه اين موارد، اين شهيد
بزرگوار آراسته به اخلاق نيكوست ، و با اين وارستگى اخلاقى مى توان قوى ترين موانع
روحى و روانى را كه همچنان بزرگ ترين سنگ راه وحدت امت توحيدى است ، از ميان
برداشت .
نويسنده همچنين اظهار مى دارد; اين مقاله با اختصار و عجله ، طرح هاى امام شهيد
صدر در اين ارتباط را مورد بحث قرار داده است . اگرچه اين طرح ها به علت عمر
كوتاه اين شهيد بزرگوار، محدود است ; اما گوياى افق هاى فراخى است كه ايشان براى
وحدت امت در انديشه داشت . و بايد متخصصان ذى ربط و انديشمندان براى بررسى همه
جانبه اين جنبه از انديشه شهيد صدر كمر همت را ببندند; زيرا امروز بيش از هر
زمان ديگر، به وحدت كلمه ، اتحاد و همبستگى نياز داريم .
معرفى جهان بينى در انديشه شهيد آيت الله صدر حجت الاسلام و المسلمين عبدالكريم
آل نجف در اين بحث ، نويسنده با مطالعه و تحقيق در جهان بينى شهيد صدر، سه برداشت
كلى از انديشه هاى ايشان را مورد بررسى قرار مى دهد; اما تنها به يك برداشت
پرداخته و آن را مورد بحث قرار داده است . اين برداشت ، به نقش عوامل اصيل انسانى
از قبيل : عقل ، روح و فطرت در روند فعاليت فرد، جامعه و تاريخ مى پردازد كه بر
عوامل محلى از قبيل :
رنگ ، قوميت و نژاد، برترى دارند. در ارتباط با اين محور، نويسنده در تحقيق
خود ايده ها و نظريات شهيد آيت الله صدر را كه در آثار و تاءليفات وى پراكنده
است ، بيان كرده و آنها را به چهار بخش تقسيم مى كند.
وى در بخش اول ، به نظريه هاى ايدئولوژيكى و افق هاى وسيع فكرى شهيد صدر در
ارتباط با اين محور اشاره نموده و پژوهش هاى عميق وى در توحيد و نبوت و امامت را
مورد مطالعه قرار مى دهد.
نويسنده در بخش دوم ، انديشه ها و نظريات شهيد صدر در ارتباط با نقش ايدئولوژى
در روند فعاليت فرد، جامعه و تاريخ را بيان مى كند و سپس به بازتاب مفهوم طايفه
و قوميت در فلسفه تاريخ از بينش شهيد صدر مى پردازد.
بخش سوم اين بحث ، ابعاد جهانى حكومت اسلامى در انديشه شهيد صدر را تشريح مى كند.
و بالاخره نويسنده در بخش چهارم ، به ويژگى هاى شخصيتى شهيد صدر اشاره نموده و
افق هاى جهانى در بعد سياسى زندگى وى را بازگو مى كند. وى سپس اظهار مى دارد كه
انديشه سياسى شهيد صدر هرگز در چارچوب قوميت ، مليت و منطقه اى منحصر نمى شود.
نويسنده تصريح مى كند كه شهيد صدر در ارزش هاى اسلامى ، كه والاتر از محدوديت هاى
خطهاى طول و عرض و ويژگى هاى نژادى است ، ذوب شده بود.
|
|
|